دوشنبه, ۲۴ خرداد ۱۴۰۰

دلنامه ای در رسای تنهاترین سردار فریدون قنبری

دلنامه ای در رسای تنهاترین سردار فریدون قنبری

آنها که رفتند و ما که مانده ایم …. در سوگ زنده یاد فریدون قنبری به قلم استاد تورج ظفری :

زنده یاد فریدون قنبری در برهه زمانی خود یکی از ستاره های کشتی ایران و کرمانشاه بود او مدال های رنگا رنگی در ویترین افتخاراتش داشت ،گرچه تمامیت این مدال ها گویای همه توانایی ها و قابلیت ها و پتانسیل های ذاتی این مرد با جسارت و با غیرت نبود اما هرچه بود امروز در فقدان این قهرمان همه غم داریم و در مقابل هر عکس و تصویر از او جلو چشم ها را با دست خود می گیریم تا کسی نبیند که از نبودنش چقدر بغض ها در گلو داریم ،،،امثال قنبری ها از نسلی بودند که با کمترین امکانات و شرایط دشوار و سخت زندگی با نان و پنیر می آمدند و همچو شیر می جنگیدند ،،،او دل و روح پر آشوبی داشت اما چرا ؟چون می خواست بعد از آن همه سختی ها و فراز و نشیب ها در زندگی متفاوت ببیند و بشنود چرا که سرشار از انگیزه و تلاش و سخت کوشی بود ،اما ای کاش فریدون خرد و اندیشه را همراه هنر و استعداد ها و شایستگی های ذاتیش می کرد ،،،او در شرایط سختی که به کنج خلوت خود خزیده بود نیاز به همراهی داشت ،باید با توجه به و روحیه اش همه بخشی از زمان او می شدند،، چرا که عشق نیست که ارتباط را حفظ می کند ،راه ارتباط است که عشق را حفظ می کند ،او بارها به اشتباه خود اقرار کرد ،از قدیم گفته اند اقرار مدعی بهتر از صد شاهد عادل است اما ما با او و با هم چه کردیم وچه می کنیم با نگاه های معنا دار و با خط کش ها و با بی اعتنایی ها دل پر درد و رنج همدیگر را لبریز می کنیم چرا باور نمی کنیم که گاهی سیاه ترین زمان ها می شود زمینه روشنایی فردا های یک انسان ،،،در جایی خواندم از حضرت عیسی مسیح پرسش کردند دوست داشتن خدا چگونه است ؟پاسخ مسیح به این سوال این جمله زیبا بود ::دوست داشتن انسان ها :: اما انسان را چگونه می توان دوست داشت ؟با مبارزه برای کشاندن آنها به مسیر درست و رشد صحیح ،،این نشان می دهد که هر کس نیاز به بلوغ صبورانه دارد باید حوصله به خرج داد ،حرف های سرد ،،مهر گرم را از دل آدم ها می برد خیلی از حرف ها و اشتباهات هر انسان را باید در نهانخانه دل پنهان کرد در جایی که قصه های نا گفته فراوان انبار کردیم ،،بیایید کور خود و بینای دیگران نباشیم ،،فریدون قنبریزرفت زمانه او را از بین برد و در خاطرات زمان دفنش کرد به واقع آمدیم به خود بیاییم ،او را ندیدیم ،،،ورزش کشتی وسعتش ،فرازش ،فلسفه اش جوانمردی است جای کینه ،دشمنی ،بخل ،حسادت ،چاه کندن ،غیبت ،زیر پا خالی کردن ،تهمت ،و انتقام ودشمن تراشی برای این و آن نیست ،کشتی به عشق نیاز دارد ،در حق هیچ کس حتی آنان که اشتباه می کنند سر نوشت سیاه نسازیم چرا که سر نوشتی سیاه تر بر سر خودمان خواهد آمد زندگی زود گذر است بیائید قوائد و قاعده ها را دوباره بسازیم

،،،عزت زیاد ،،،تورج ظفری

پیگیری پایگاه تخصصی کشتی کرمانشاه Twitter , Facebook. آگاه سازی از بروز رسانی با  RSS 

نوشته شده توسط جواد نجاتی در دوشنبه, ۳۰ فروردین ۱۴۰۰ ساعت ۵:۳۰ ب٫ظ