سه شنبه, ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۰

دلنامه ای برای بابک قربانی

دلنامه ای برای بابک قربانی

جواد نجاتی✍::

دلتنگی و گلایه :

برای اولین بار فیلم گلایه های پدر دلسوخته و مربی زحمتکش پهلوان جوانمرگ دیارمان بابک قربانی را دیدم و از تنهاییشان میگفتند در آن روزگار تلخ ، از درهای بسته اتاق مسئولین و نمایندگان بی غیرتمان ، از ناپهلوانی بزرگان و پیشکسوتان کرمانشاه ، از تلخی ها و سختی های سفارش شده ای که بر بابک مظلوم گرفتند در زندان و …

آه باز دلم پر از درد و حسرت شده است ، برای این شیر در خاک خفته ، چند سطری بیادگار میگذارم در فراق سهراب زمانه ام و برای آیندگان که بشناسند ناپهلوانان و پیشکسوتان بی غیرت و مسئولین نامرد آن روزگار را .

بدجور دلم هوایی شده است ، هوای پهلوان جوانمرگ دیارم ، باحالی خراب رفتم و در کنار مزارش دقایقی سوختم ، مثل همیشه اشک از چشمانم جاریست و توانی برای نوشتن ندارم ، آه برای غربت و تنهایی شیر درخاک خفته کرمانشاه ، برای دل پر دردش ، برای حسرت سکوی اول المپیک که باخود به زیر خاک برد ، طلسم شوم و نفرین شده کرمانشاه که باید با دستان این یل درخاک خفته شکسته میشد ولی تنگ نظران مانعش شدند …

بابک عزیز هیچ وقت داغ و زخم هجران تو کهنه نخواهد شد و تا صبح قیامت بر دل مردمان این دیار خواهد ماند و چشمانمان در فراقت پر از اشک خواهد بود ، مارا ببخش و حلالمان کن .

کلام_آخر ::

لعنت بر هرکس در هر مقام و جایگاهی که در حق این جوان بدکرد و کاری ازدستش میامد و کوتاهی کرد ، لعنت بر تمام مسئولین خائن دیارم که قدر این گوهرهای ناب را نمیدانند و چه راحت از دسشان میدهیم ، لعنت بر تمام کسانی که در آن روزگار تلخ زندان عرصه را بر بابک مظلوم تنگ کردند و کوه انگیزه و امید این جوان را با نا امیدی و یاس عوض کردند و تیشه بر ریشه عمر و زندگانیش زدند .

‌‌‌‌‌#روح پاکت شاد و در آرامش ابدی _ جوانمرد

جواد نجاتی✍:::

پیگیری پایگاه تخصصی کشتی کرمانشاه Twitter , Facebook. آگاه سازی از بروز رسانی با  RSS 

نوشته شده توسط جواد نجاتی در یکشنبه, ۳۰ شهریور ۱۳۹۹ ساعت ۴:۰۷ ب٫ظ