سه شنبه, ۰۴ آبان ۱۴۰۰

تقدیم به پهلوانان پاک کورد

تقدیم به پهلوانان پاک کورد

 

بنام خداوند مهربانی ها …

سجاد
جناب آقای رسول خادم قهرمان سابق جهان و المپیک با تقدیم بهترین درود ها تردید ندارم نام سجادمحمدی عالیبری کشتی گیر سخت کوش و مظلوم اسلام ابادی را هرگز فراموش نخواهید کردهمان کشتی گیر رنج کشیده ای که باید به مسابقات پهلوانی لهستان اعزام می شد اما قربانی زد و بندها و رفیق بازی های شما و دوستانتان شد
آقای خادم عزیز سجادمحمدی از آن پهلوانان راستین و پاک نهاد و جوانمردیست که کمتر نظیر داشته است
محمدی شاگردمکتب پهلوان گلزارها و رزازها و تختی هاست نه پهلوان پنبه های عصر تستسترون باصورت های سنگی وچشمان وقیح . پسر تن پاک و دلپاک اسلام ابادی از چشمانش حیا می بارد و تن به حقارت نمی دهد .
اوآهنگرنفس خویش است و به قول اخوان ثالث آن رند نازنین خراسانی عیار وشی است لوطی …

آقای خادم در طول تاریخ ناسپاس و سفله پرور ما جفایی که بر یلان شیر افکن این دیار رفته است مانندی ندارد.

شمارا به دل تاریخ می برم و از کشتی پهلوان حسین گلزار کرمانشاهی و پهلوان اکبرخراسانی برایتان می گویم : دوپهلوان قصد دارند در حضورناصرالدین شاه کشتی بگیرند اما پهلوان اکبر از ترس رو یارویی با پهلوان دلیر کورد به نوچه هایش سپرد در غذای گلزار سم بریزند .پهلوان ساده دل ما غذای مسموم را خورد مجنون شد و سر به بیابان گذاشت ترس پهلوان اکبر پر بیراهه نبود شیر شرم میکرد در چشمان پهلوان حسین گلزار نگاه کند گویی فرهاد کوه کن از دل اسطوره بیرون امده وآن قد و قواره بی نظیر و شمایل اسطوره ای راتراشیده بود به همان اندازه که گلزار پهلوان جوانمرد و شیر دل بود اکبر خراسانی ناپهلوان ناجوانمرد و بزدل بود . اولین باری که این داستان پر اب چشم را به قلم استادعطاخان بهمنش خواندم یاد داستان سیاوش و افراسیاب افتادم کاش فردوسی خردمند بود و مظلومیت سیاوش دیگری را به نظم میکشید بعد از ان ماجرای تلخ پریشان حال و شیدابه کرمانشاه بازگشت درباغی متروک ساکن شد آن پیکر افسانه ای رو به زوال رفت پهلوان عاقبت در همان باغ به طرز راز الودی جان سپرد نیرنگ افراسیاب کار خودش را کردآقای خادم اگر یادتان باشد تا چند سال پیش قبر پهلوان اکبرتو پیاده رو های میدان حسن اباد تهران بود سنگ قبرش خورد و خاک شیرپرت شده بود زیر پای هزاران رهگذر پهلوان اکبرعاقبت تقاص پس دادشیرسنگی کف خیابان …

سجاد (1)
آقای خادم بهتر است از پهلوانی دیگر ننویسی پهلوانی شوکران مرگ را نوشیده است . از پهلوانی فقط واژه ای مانده است واژه ای بی آبرو. آقای دکتر ورزش ما از اخلاق تهی شده است این ورزش در پرورش شعبان بی مخ ها وچاپلوسان متملق شهره ی آفاق است آقای خادم شما با پایمال کردن حق سجاد محمدی از قلب بسیاری از مردمان این دیار بیرون رفتیدخاطرات شیرینی را تلخ کردیدذهنیات ماورایی سجاد محمدی را درباره راه و رسم پهلوانی فروریختید در ذهن او دیگر پهلوانی واژه ای ست استحاله شده شما به رویاهای انسان بزرگی آتش زدید قلمم لال شد از بس تلخ نوشتم حق یار جوانمرادن و پاکان باد … سورنا

پیگیری پایگاه تخصصی کشتی کرمانشاه Twitter , Facebook. آگاه سازی از بروز رسانی با  RSS 

نوشته شده توسط جواد نجاتی در جمعه, ۲۷ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۷:۵۳ ب٫ظ